در این دفتر برای هر شعر، طرحی به طور مجزا ترسیم شده که با معنا و مفهوم اشعار خوانش و بایش دارند. اشعار این دفتر در دو بافت و ساخت ایجاز و اطناب به دایره سُرایش رفتهاند و دوگانگی زبان سُراینده در نوع و سبک نوشتاری نشان میدهد که هم از کلمات کوتاه برای شعر مستفاد میشود و هم از کلمات بیشتری در جهت نیل به یک شعر بلند بهرهمند است. رابرت فراست، شاعرآمریکایی قرن بیستم درباره زبان شعر میگوید: «زبان شعر به ما این اجازه را میدهد تا یک چیزی بگوئیم؛ اما منظور چیزهای دیگری است.» شاعر اگر چه شعری مستقل را میآفریند، اما در آفرینش آن نکتهها و معانی متفاوتی نهفته و خفته است. چندگانگی مفهوم بودن شعر و پلی فونی(polyphony) دو عنصر فرآرونده در زبان شعر شمرده میشوند که در هر شعر خاص و حرفهای به عنوان لازمه کار مدنظر و منظر هستند. به قول میخائیل باختین پدر پیشامدرنیسم جهان دیگری بایستی در متن وجود داشته باشد و در آنجاست که شعر شاعر با من اجتماعی در جامعه کلاف میخورد. بنابراین مؤلفهها، میتوان چنین داشت و پنداشت کرد که شعرکوگانی شعر درد و دردمندی هم هست و زبان ایجاز آن معانی بلندی را درحوزه اجتماع و نوستالژی اجتماع به تصویر میکشد. تجربه تقلیدی و در جوانبی تجربه تحقیقی کوگانی تا بدانجاست که از خانه به خیابان و از خیابان به جهان را درذهن میپروراند و در وسع خویش کلمات را با نوعی «پارفت» مواجه میسازد. رفت و آمد کلمات در شعر کوگانی صمیمی و عاطفی است و صبغه نوستالژیک زبان از صیغههای طبیعت بهرهمند شده است. اگر چه صور خیال و بسامد کلام در شعر کوگانی خیلی مبرهن نیست، اما از سه جنبه زبانی، ادبی و فکری میتوان به جنبه ادبی شعر کوگانی توجه و التفات داشت؛ از اینرو که زبان شعرشان مؤدبانه و آکنده از خیال و خاطرات است. جوانی است پُرشور که پیرهای شعر را در جوانبی میخنداند و به دنبال طرح گریههایی است که در بطن خویش تبسم را به همراه دارند. اگرچه زبان کوگانی در شعر هنوز به آن پختگی و ساختگی و از همه مهمتر؛ درساختگی محض و فرآرونده نرسیده ولی در نوع خود مستقل و باینده و پاینده است. دیگر نکته؛ صنعت واژهگزینی در شعر است که در اشعار کوگانی یافت و دریافت میشود. اختیار و انتخاب کلمات در شعر بسیار مهم است؛ چراکه زبان شعر شاعر را تشکیل میدهند که کوگانی در این مسیر و در وسع خودش خوب ظاهر شده. استفاده از واژگان عامیانه و فولکلور در شعر مانند روله و دالکه و... نشان میدهد که کوگانی به شعر اقلیمی و بومی علقه و علاقه بسیار دارد و بالندگی زبان مادری و غالب میتواند به بالندگی زبان فارسی هم کمکی شایان و بیپایان باشد.
کوگانی از دیالوگهای چند جانبه هم در شعرش بینصیب نیست؛ چرا که گاهی گُفتوگو با دو کلمه به چند گُفتوگو بین سطرها تبدیل میشود که پیامد این پیامدها، گفتوگومندی است. در شعر، بعضی گفتوگو میکنند و برخی به گفتوگومندی توجه دارند که در شعر کوگانی، گفتوگومندی چربش و چرخش بیشتری دارد. «خواب درچشمم نمیرود/ به گمانم مادرم/ وقت وصله کردن پیراهنش/ سوزن را در چشمانم گُم کرده است!» دراشعار کوگانی یک حس نوستالژیک و یک حس اجتماعی وجود دارد. در حسِ نوستالژیک، مفاهیمی از گذشته و گذار زمان، در شعر حضور مییابند که خاطرات ذهن مخاطب را زنده میکنند. اگرچه حس نوستالژیک، درگذشته است اما ذهن انسان، هوشمندی خودش را هنوز حفظ کرده و با مفاهیم، رفتاری نوستالژیک دارد. شعر کوگانی فرمیکال نیست بلکه تیپیکال است؛ بهطوری که به دنبال طراحی تیپ و چهره گذشته است و درحسِ اجتماعی در تلاش است تا به یک آسایش رفتاری و آلایش فکری از جانب جامعه و طبیعت دست یابد. کوگانی اگر چه در اشعارش من فردی– شخصی هم دارد اما درد و دردمندی در شعرشان وی را به سمت دنیای من اجتماعی و احساسات اجتماعی سوق میدهد. مراعات نظیر و استفاده از کلماتی همسنخ و همنوع به استتیک زبان وی کمکی بایسته کردهاند و تشبیه در شعر کوگانی جایگاهی دارد؛ به گونهای که میسُراید: «مرا ببوس/ به عمقِ خلیج فارس/ به شیرینی زریبار/ به خروش گَهر/ چو آلباتروسها / و مرا چو چالوس/ به آغوش بکش/ تا چو مرغِ عشق/ درتجمع پچپچ وار در گوشَت بگویم/ چو ایران نباشد تنِ من مباد.» دیالوگی عاشقانه بر محور عشق که کلماتی چون خلیج فارس، چالوس، گَهر، زریبار، به زیبایی زبان شعر شاعر کمکی بایسته کردهاند. صنعت واژهگزینی در اشعار کوگانی به طرز و رویهای است که این کلمات در یک چیدمان ایدهآل درکنارِ هم چیده میشوند تا که زبان و تصویرسازی قابل ملاحظهای را به تصویر بیاورند. نتیجه اینکه، فرآیند آیند زبان بر پایه آیندگیها در حرکت است و هرتولدی به دنبال خود، صداهایی دیگر را به همراه خواهد داشت که انتظار میرود کوگانی در دفاتر بعدی خود این صداها را چندصدایی کند تا که زباناش به یک زبانیت بهتر و مهتر دست یابد.
*عابدین پاپی
شاعر و منتقد